رسانه ها در همکاری و تحول
Brunnenstraße 9, 10119 Berlin, Germany
mict-international.org

پروژه های دیگر ما
afghanistan-today.org
theniles.org
correspondents.org
پشتو
English

اقتصاد
معدنچیان با خطرجان به جستجوی طلای سیاه می روند

با وجود شرایط کاری مرگبار و نبود نظارت حکومت، کارگران فقیر برای حصول معاش فوری برای کار به مناطق غنی از ذغال در افغانستان هجوم می برند.
3.08.2015  |  دره صوف/ سمنگان/ مزارشریف/بغلان/ شمال/ افغانستان
یک کارگر جوان در حالی کار در داخل معدن ذغال سنگ در دره صوف (عکس وحید اوریا )
یک کارگر جوان در حالی کار در داخل معدن ذغال سنگ در دره صوف (عکس وحید اوریا )

*جمعه ۱۶ اسد ۱۳۹۴*

نویسنده: وحید اوریا

در دره صوف، یک منطقه غنی از ذغال در ولایت مرکزی سمنگان، بچه های نوجوان در مقایسه با معدنچیان کهنسالتر برتری ویژه دارند. پنهان در دامنه های هندوکش یک شبکه تاریک و وسیعی از سوراخ های است که عمق آن تا 1.7 کیلومتر می رسد. شما باید قد متوسط داشته باشید تا به رگهای آنچه را مردم محل "طلای سیاه" می نامد، بدون خمیدن، دسترسی یابید. مالک معدن که یک تاجرپیشه است کارگران چون حسن 13 ساله را بر مردان قدبلندتر و قویترترجیح می دهد. 

قمچین به دست و با قطار سه مرکب، حسن روزانه تا 12 ساعت کار می کند. هر چهل دقیقه یکبار او با کوله بار تازه ذغال از اعماق معدن بیرون می آید. با اینکار، حسن ماهانه مزد 11000 افغانی کمایی می کند، یا یک بر دهم حد اوسط ملی، که با آن معیشیت خود و حیوانات اشرا تامین می کند. 

اضافه بر کار کمرشکن و معاش نا چیز، کارگرانی که در 11 معدن ذغال در کمربند شمالی افغانستان کار می کنند با خطرات له شدن، معیوب شدن و دفن شدن روزانه مواجه استند. این کمربند معادن از ولایت شمالشرقی بدخشان تا ولایت غربی هرات، پهن است. بر اساس تخمین های بین المللی، افغانستان بین 100 تا-400 میلیون متریک تن ذغال با کیفیت دارد، اما دهه ها جنگ و عدم توجه باعث شده است که سوراخ های معادن این کشور خطرناکترین در جهان محسوب گردد. حکومت بر کارهای استخراج نظارت اندک می کند و اینکار به معدنچیان فرصت می دهد تا با استفاده از روش های ابتدایی به استخراج بپردازند. در این معادنآمار تلفات و زیانهای انسانی بطور وحشتناک وجود دارد. 

معدنچی غلام نبی در این اوآخر چهار عضو خانواده اشرا در یک حادثه ای در بین معدن 58 ساله در دره صوف از دست داد. دره صوف 156 کیلومتر از مرکز ولایت سمنگان فاصله دارد. در مقایسه با دیگر مناطق افغانستان، معدنچیان در این منطقه شرایط بهتر کاری دارند. در معادن اینجا ستون های مستحکم چوب مانع فروریختن سوراخ های معادن می شود. نبی می گوید "هر سال حداقل ده نفر در این معادن هلاک می شود." 

خالد دانش، رئیس صحت عامه دره صوف می گوید، از آنجا که معادن میخانیکی نشده، معدنچیان هوایی مملو از خاکه ای کاربن را برای ساعات طولانی تنفس می کنند که منجر به مشکلات حاد جلدی و تنفسی در میان آنها می شود. مقام های محلی برای بهبود دسترسی معدنچیان به مراقبت های صحی اقدامات اندک کرده اند اما کلینیک های صحی در اینجا همیشه پُر و غیرقابل دسترسی برای کارگران است. دانش می گوید که مردم بنابر موانع فرهنگی بطور منظم به کلینیک های نمی روند اما در شرایط عاجل کارمندان صحی در 24 ساعت بیشتر از 100 بیمار را تداوی می کنند. 

باوجود شرایط تصادفی که به گفته مقام ها هر ماه جان دو نفر را می گیرد، کارگران از صدها کیلومتر دور به اینجا برای حصول مزد فوری می آیند. در این ساحه هیچ نظارت تخنیکی وجود ندارد و انفجار و حریق در آن بطور معمول رخ می دهد. یکبار معدنچیان اشتباهاً حریقی را باعث شدند که خاموش کردن آن 15 سال را در برگرفت. 

کارگران، بیشتر، مردان فقیری استند از قریجات دورافتاده که داخل سوراخ های معدن می شوند تا ماهانه 15000 افغانی عاید بگیرند. ذغالی را که آنها استخراج می کنند برای تامین سوخت پایگاهای برق، حرارت دادن به کوره های آهن و خشت بکار می رود. ذغال استخراج شده در تمام کشور بفروش می رسد و به پاکستان هم صادر می گردد. هر کیلوگرام ذغال دره ای صوف، تا 8500 کالوری حرارت تولید می کند. محمد رضا که بیست ساله و مجرد است از قریه اصلی اش "علاوالدین" تا دره صوف 24 ساعت سفر می کند. او و دو رفیق اش پول های خود را یکجا کرده و چهار رس مرکب خریده اند. آنها در یک کلبهء در بیرون از معدن می خوابند. با آنکه رضا خطرات موجود در سوراخ های معدن را تایید می کند، اما می گوید که برای تامین نفقه ای خانواده اش چاره دیگری سراغ ندارد. 

رضا می گوید "وقتی ما تصمیم می گیریم که در سوراخ ها کندنکاری عمیقتر بکنیم، از کارفرما توقع می کنیم که ستون های محافظتی بما بدهد، اما اگر ندهد باز هم ما با وجود مشکلات به کار خود ادامه می دهیم." 

اکثریت 300 ساحه معدن در دره صوف، در ملکیت افراد (شخصی) است. تاجران معمولا 200 هزار افغانی را صرف ایجاد یک حفره جدید در معدن می کنند و حسب لزوم دید شان روی مسایل اضافی سرمایه گذاری می کنند. احمدعلی حسینی، ولسوال دره صوف می گوید که در بدل یک بر ششم زیان، مالکین به 10 هزار معدنچی اجازه می دهند تا ذغال استخراج کنند و آنرا بالای رانندگان لاری بفروشند. پالیسی حکومت در قبال معادن بیشتر "بما ارتباط ندارد" است. بجای تنظیم امور معدنچیان، مقام ها فقط بر موترهای مالیه وضع می کنند که از ساحه ذغال را انتقال می دهد. 

تجارت رو به توسعه 

غلام نبی ازبکتبار ۴۵ ساله با دو پسراش در یک معدن که شخصی بنام سلمان مالک آن است٬ کار می کند. از آنجا که شش عضو خانواده نبی با چهار مرکب اش در معدن کار می کند٬ او می تواند ماهانه تا ۸ هزار دالر عاید کند. مانند دیگر معدنچیان نبی٬ بویژه٬ بر مرکب هایش افتخار می کند. مرکب های معدن که با کاه زنده نگهداشته می شوند، توانایی بار کامل یک لاری را هر چهار روز برابر می کنند. یک مرکب معدن چهار برابر مرکب های عادی در بازار به فروش می رسد. نبی می گوید با ۱۵ هزار افغانی٬ این مرکب ها یک سرمایه گذاری سنگینی است اما اگر سه حیوان بکار گماشته شوند٬ خودبخود عاید می کنند. 

پس از آن که معدنچیان چون نبی لاری ها را بار کردند، رانندگان به آنها بر اساس کیفیت ذغال ۱۶۰۰ تا ۲۳۰۰ افغانی می دهند. قانوناً یک لاری باید در یک زمان ۲۵ تن ذغال بار کند اما رانندگان با پرداخت ۵۰۰ افغانی رشوه در بدل هر تن اضافی به مقام های حکومتی در ساحه، این مقرره قانونی را نقض می کنند. پس از پرداخت ۱۵۰۰ افغانی مالیه دولتی، رانندگان سفر سه روزه به سوی شهر مزارشریف را آغاز می کنند و در آنجا بار شانرا با مفاد ۱۰۰۰۰ افغانی فی لاری، می فروشند. 

به گفته حسین با افزایش علاقه مردم در کار معدن که از بیکاری گسترده ناشی می شود، رقم مالیات هم بلند می رود. باوجود موجودیت گسترده قاچاق، عواید حکومت افغانستان از معدن در مقایسه با سال ۲۰۱۱، ۲۸ در صد افزایش یافته است یعنی- از ۱ میلیارد افغانی به ۱.۷ میلیارد افغانی. 

با این همه بنظر نمی رسد که ثروت طلای سیاه افغانستان برای مدت طولانی همچنان بدون رسیدگی بماند. محمد رفیع رفیق، سخنگوی وزارت معادن و پترولیم به افغانستان تودی گفت که با دریافت گزارش های قاچاق و رویدادهای زیاد حوادث در معادن، این وزارت اجراات قانونی بر خلاف معدنکاری های غیرقانونی و خودسر را براه انداخته است. 

میکانیزمی که از این پس مرعی الاجراء خواهد بود اینست که به معدنچیان قراردادهای کوتاه مدت داده می شود و نیروهای امنیتی و نهادهای قضایی جلو روش های غیرقانونی را خواهد گرفت. بر مبنای این قراردادها، معدنچیان باید روش های جدی مصوونیت را انفاذ بخشند و همچنان باید به سهولت های صحی و ماشین آلات بهتر دسترسی داشته باشند. به گفته رفیق "این شاید آغاز استخراج مسلکی معادن و پایان تلفات دراین کار باشد." 

گماشتن پولیس در معادن شاید جلو قاچاق را سد کند اما میزان تولید و شرایط کاری بدون سرمایه گذاری اساسی بین المللی در زیربنا، آموزش و تکنالوجی بهبود نخواهد یافت. در یک گزارشی در ماه مارچ بانک جهانی سفارش نمود که سرمایه گذاری در عرصه عرضه (تولیدات) در سطح منطقه می تواند اشتغال ایجاد کند و امکان بهره برداری مؤثر از ثروت طبیعی افغانستان را فراهم کند. بدون چنین پروژه ها، این گزارش گفته است که سکتور معادن طلای سیاه افغانتسان شاید برای دهه های آینده همچنان خطرناک و یک اشتغال منزوی باقی بماند. 

حسنی می گوید "وزارت معادن و پترولیم هر سال ۱.۵ میلیارد افغانی عاید می کند اما هیچکاری در عرصه خدمات و کاهش تلفات انجام نداده است. از طریق مشورت با انجینیرها این اطمینان باید حاصل گردد که ساحات استخراج مصون است.  کلینیک های کمک های اولیه باید وجود داشته باشد - اما تا حال اقدامی در این عرصه صورت نگرفته است. این مردم بیچاره از چیزی آگاه نیستند. آنها فقط داخل سوراخ های معدن می شوند تا معیشت شانرا تامین کنند و در این تلاش یا زیر آوار ذغال گور می شوند یا با سنگ های که فرو می ریزند خُرد می شوند."