رسانه ها در همکاری و تحول
Brunnenstraße 9, 10119 Berlin, Germany
mict-international.org

پروژه های دیگر ما
afghanistan-today.org
theniles.org
correspondents.org
پشتو
English

امنیت
اتحاد شکن ها در یک اتحاد دیگر

همزمان با تشدید فعالیت طالبان و دیگر تروریستان مثل داعش در شمال کشور و حملات آن‏ها بر کندز و دیگر ولایات شمال، عطا محمد نور و عبدالرشید دوستم٬ دورقیب با سابقه طویل٬ برای مقابله با طالبان در شمال کشور، متحد شده‏اند.
7.08.2015  |  مزارشریف
جنرال دوستم و استاد عطا در هنگام معاینه گارد تشریفات در مزار شریف (عکس وحید اوریا)
جنرال دوستم و استاد عطا در هنگام معاینه گارد تشریفات در مزار شریف (عکس وحید اوریا)

*جمعه ۱۶ اسد ۱۳۹۴* 

 نویسنده: وحید اوریا

نزدیکان عطا محمد نور میگویند که اتحاد میان اعضای این دو حزب از فاریاب آغاز شد و بالاخره دو جنرال شمال از این اتحاد حمایت خود را اعلام کردند، داکتر ذبیح فطرت معاون سخنگوی حزب جمعیت اسلامی افغانستان و دوستان نزیک آقای نور می گوید:( ائتلاف از نشست میان بزرگان ارشد حزب جمعیت و جنبش از ولایت فاریاب آغاز گردید، اینها با هم نشستی داشتند و در این نشست مطرح شد که بعضی از نا امنی ها در فاریاب زاده اختلافات میان این دو جریان سیاسی است، این بزرگان با هم توافق کردند تا اتحاد کنند که با پشتیبانی عطا محمد نور رئیس اجرائیه جمعیت اسلامی، جنرال عبدالرشید دوستم معاون ریاست جمهوری و رئیس حزب جنبش ملی قرار گرفت که بعداً تماس های مکرر میان دو جنرال صورت میگیرد که از این اتحاد استقبال کردند و این اتحاد را به نفع هردو حزب و مردم افغانستان دانستند)

آقای فطرت اضافه میکند که با توجه به اینکه این دو حزب نفوذ گسترده در میان مردم و فرماندهان محلی نقاط مختلف دارند، بسیار نقش موثر و برازنده با حمایت از نیروهای امنیتی و در صورت نیاز در کنار نیروهای امنیتی میتوانند امنیت شمال افغانستان را که در این اواخر دست خوش نا امنی ها است؛ تامین کند.

این موضوع را عطا محمد نور والی بلخ نیز در صحبت با بی بی سی تایید کرده است، وی در این مورد گفته است:( با توجه به تغییر جغرافیای جنگ افغانستان از جنوب به شمال، تلاش داعش بخاطر نفوذ در شمال و گسترش عملیات طالبان در ولایات شمالی" جمعیت و جنبش تعهد کرده اند تا "در کنار نیروهای امنیتی افغانستان" از مناطق شمال افغانستان دفاع کنند).

آقای نور در مورد چگونگی این اتحاد و دفاع از ولایات شمال گفت که تلاش او و ژنرال دوستم این است تا مردم را در حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان بسیج کنند و در صورت ضرورت "بقیه فرزندهای مردم افغانستان در کنار نیروهای امنیتی برزمند."

حزب جنبش نیز این اتحاد را به نفع امنیت شمال میداند، عارف شمسی معاون شورای انسجام فرهنگی حزب جنبش میگوید:( مردم پشتیبان این دو جنرال اند، اینها میتوانند دست به دست هم داده امنیت را در شمال بیاورند؛ این نوید خوب برای شمال است).

با توجه به شناخت این دو جنرال از جغرافیای شمال میتواند این اتحاد در صورت دوام یافتن، به نفع امنیت شمال باشد. فرماندهان جنبش و جمعیت بیشتر با اقشار مختلف مردم این ولایات بلد بوده و از افسران فعلی ارتش کرده شناختشان بیشتر است و از سوی دیگر هم نفرت عمیق در وجود این فرماندهان از جریان های مانند طالب وجود دارد.

 

اتحادهای مشابه اما ناکام

اگر به گذشته نگاهی نماییم، در آخرین روزهای دوره حکومت داکتر نجیب الله اتحاد جبل السراج را میتوانیم بشناسیم، که توسط احمدشاه مسعود از جمعیت و جنرال دوستم از جنبش و عبدالعلی مزاری از حزب وحدت تاسیس شد، و پس از پیروزی مجاهدین و ورود در کابل این ائتلاف از هم پاشید، عوامل از هم پاشیدگی این اتحاد نشآت گرفته از درگیری میان نظامیان این جریان ها بود، هوادران جنرال دوستم پس از مسلط شدن در بلخ، زمانی که احساس کردند، در حال بیرون رانده شدن از کابل اند، افراد جمعیت به فرماندهی عطا محمد نور را از مزارشریف بیرون راندند، و تا سال 1375 به تنهایی جنرال دوستم در شمال حاکمیت داشت.

دومین اتحاد میان این جریان ها احمد شاه مسعود، عبدالرشید دوستم و محمد کریم خلیلی از حزب وحدت در سال 1375 پس از اینکه مزارشریف پایتخت موقت انتخاب شد، تشکیل گردید، و این ساختار نیز پس از 9 ماه به علت کودتای جنرال ملک علیه دوستم و عدم حمایت معسود از جنرال دوستم از هم شکست، سومین مرحله اتحاد در زمان بود که تقریباً تمام افغانستان در کنترول طالبان بود، به اساس دعوت احمدشاه مسعود، تمام فرماندهان به پنجشیر رفتند، و جنرال دوستم، عطا محمد نور، و حاجی محمد محقق از آنجا جبهه شمال را تشکیل دادند، این اتحاد تا پیروزی علیه طالبان دوام پیدا کد، اما پس از ورود به مزارشریف درگیری میان جنبش و جمعیت یکبار دیگر سبب نگرانی مردم شد، ایجاد دو قول اردو از دو حزب در یک ولایت تجربه از این اختلاف آشکار بود، شدید ترین درگیری میان نظامیان این دو حزب به میزان 1382 هجری شمسی بود، که به اثر مداخله وزیر داخله آن زمان، پولیس ملی از مرکز اعزام و میان جنبش و جمعیت صلح به میان آورد.

در اواخر عمر حکومت حامد کرزی جبهه ملی شکل گرفت، احمدضیا مسعود، جنرال عبدالرشید دوستم، حاجی محمد محقق و امرالله صالح، چهره های اصلی این جریان بودند، این ساختار یک تلاش ناکام، جهت دریافت حمایت عطا محمد نور انجام داد. در زمستان 1391 هجری شمسی شهر مزارشریف میزبان رهبری این ساختار بود، در حالی که در آنجا جنرال دوستم از دوستی با استاد عطا سخن میگفت اما آقای نور عضویت در جبهه ملی را مکرراً انکار میکرد، با پاشیده شدن جبهه ملی، تجربه دیگری از اتحاد ناکام میان جمعیت و جنبش آشکار شد.

اتحاد میان اقایان دوستم و نور نمیتواند یک اتحاد افغانستان شمول باشد، زیرا که هردو تنها در 9 ولایت شمال نفوذ داشته و در سایر نقاط افغانستان جمعیت حاضر نیست تا جنبش را منحیث یک جریان مشابه بشناسد.

این تجربه با توجه به اینکه سرانش مربوط به دو تیم انتخاباتی قبلی یا تشکیل کنندگان حکومت فعلی است، به زودی خواهد شکست زیرا که هیچ گاه اینها نمیتوانند در کنار هم بیستند. گزینش والی فعلی جوزجان، و منازعه روی چگونگی تعیین والی بلخ آزمایش عمده جهت اتحاد این دو فرمانده پیشین است. جنرال دوستم شدیداً تمایل دارد تا هوادارانش والی بلخ باشد، زیرا که در تفاهم نامه حمایت از حامدکرزی در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز پوست ولایت بلخ برای سید نورالله معاون جنرال دوستم پیشنهاد شده بود که پس از پیروی کرزی تعهد شکنی کرد، حال هم اگر پست ولایت بلخ به یکی از هواداران این جنرال تسلیم داده شود، ممکن است این اتحاد به هم بخورد، زیرا که رهبری ولایت بلخ برای جنبش از ارزشی بسزای برخوردار است. از سوی دیگر افراد این دو جریان بیش از حد از هم ناراحت اند، تعدادی زیادی از جنگجویان جنش توسط جمعیت به قتل رسیده و تعدادی از جنگجویان جمعیت نیز به دست جنبش کشته شده اند، این خونریزی فراوان را نمیتوان به زودی فراموش کرد و هرگاه یکی از این دو جریان توان مندی لازم را دریابد، رقیب را مهار خواهد کرد.

این گفته های به اساس تجربه است، اما افراد وابسته به حزب جنبش نیز اعتقاد به دوام این اتحاد ندارند، عارف شمسی معاون شورای انسجام فرهنگی حزب جنبش میگوید:(من برای اولین بار میخواهم نظر شخصی خود را بگویم، هرچند علاقه مند اتحاد اینها هستم؛ اما به راستی از آنجای که ما شاهد اتحادهای بزرگتر از این را شاهد بودیم، مثل اتحاد بزرگ در انتخابات که دیر با هم نپایید و چنان از هم پاشید که در تاریخ نپاشیده بود، با وجود که خوش هستم که این اتحاد دوام داشته باشد چون برای امنیت افغانستان مهم است اما نگران هستم که این اتحاد از هم نپاشد.)

معاون سخنگوی حزب جمعیت نیز دوام هر اتحادی را وابسته به دوان نفع گیری یک جریان میداند، وی میگوید:( اتحادها به اساس منافع بوجود میاید، اتحادها پایدار نمیباشند، تنها چیزی که پایدار است او جریان های سیاسی و احزاب سیاسی است، اتحادها به اساسی احزاب و جریان های سیاسی شکل میگیرد و در صورت که منافع در آن وجود داشت، یک جریان هدف خود را دنبال میکند و اتحاد مشکند، اما مه اطمینان دارم اتحاد که شکل گرفته و راه که تعیین شده را به خوبی میپیماید).

یک تن از اساتید دانشگاه بلخ برعلاوه اینکه اعتقاد به دوام این اتحاد ندارد، میگوید که ائتلاف های به اساس منافع شکل میگیرد، و با در نظرداشت همین منافع شکننده میباشند، محمد عارف رضائی اضافه میکند که :( در گذشته نیز شاهد اینگونه ائتلاف ها بودیم؛ احتمالاً موثریت خاص نمیداشته باشد. به نظر من اگر در داخل خود نیمه نظام که داریم کوشش ها بخاطر منسجم ساختن مردم در راستای مقابله و مبارزه با دشمنان تنظیم میشد بهتر بود).

 

 ملیشه سازی و برگشت به دهه 70

گرچه نفس مقاومت آن هم در شرایطی که اوضاع به شدت بحرانی شده، بد نیست اما آیا این اتحادها و ائتلاف‏‌ها به تضعیف حکومت، تسلیح افراد غیرمسئول و تشدید قطب‏‌بندی‏‌های جناحی نمی‏‌انجامد؟

در دهه 70 به اساس اتحاد اتحاد جبل السراج  گوشه های مختلف شهر به اساس اتحاد به یکی از احزاب سیاسی مثل جنبش، جمعیت، وحدت و حرکت داده شده بود، طرفداران این احزاب در محلات که مربوط شان بود از هیچ نوع ظلم دست بر نمیداشتند، که بالاخره منجر به نبردهای سخت که بنام جمعیت و جنبش است شکل گرفت؛ حال کارشناسان نگران اند که این اتحاد و شکل گیری یک ملیشه دیگر، مردم را به این دهه برنگرداند.

محمد عارف رضائی استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه بلخ میگوید:( ما به این عقیده هستم وقتی یک ملیشه، ارتش یا یک نیروی در مقابل دشمن ساخته میشود باید در داخل یک چوکات قانونی باشد، یک چوکات باشد که صلاحیت ها و مسوولیت های هر یک باید مشخص شود، بدون آن باز هم ما دور میخریم میرویم به سال های 1371 الی 1375 که باز زمینه ساز آمدن طالب شد و شاهد بی بند و باری های آن زمان خواهیم بود.)

وی اضافه میکند:(ما شاهد بودیم که هر بخش ولایت بلخ یک تنظیم حاکم بود، و شهروندان ما نمیتوانستند خودشان مستقلانه زندگی کنند، چرا از طرف هر نیرو تهدید میشد و هر روز جنگ جریان داشت؛ مه مخالف بی نظمی هستم.)

اما شکل دهی ملیشه توسط دو جناح اتحاد رد شده است، آقای نور گفته که برای دفاع از شمال و همکاری با نیروهای امنیتی افغانستان قصد ندارد ملیشه تشکیل دهد. او گفت: "تصمیم تشکیل نیروهای فراقانونی نیست. فراتر از ساختارهای رسمی حکومتی که فعلا وجود دارد، ما چیزی را پیشنهاد نداریم، در صورت نیاز مجاهدین سابقه یا همان جنگجویانی را که ما در گذشته داشتیم که تجربه جنگ دارند و توانایی از دفاع از کشور را دارند و کار کشته هستند، جنگ دیده هستند و آب دیده هستند، می‌توانند که در چارچوب قوای مسلح افغانستان تنظیم شوند، و از منافع حکومت و ملت دفاع بکنند."

عارف شمسی معاون شورای انسجام فرهنگی حزب جنبش میگوید:(هر دو جنرال از نیروهای دولتی استفاده خواهند کرد، در پهلویش مردم را منسجم میکنند، سطح آگاهی شان را بلند میبرند تا مردم به نیروهای امنیتی ما کمک نکنند، مشکل است که امنیت تامین گردد).

اما همن که جنگجویان سابق دوباره بخاطر دفاع از وطن دست به سلاح بزنند و در کنار نیروهای امنیتی بیستند، ایا این خود برگشت دوباره به 30 سال جنگ افغانستان که همین نیروها آنرا دوام دادند، نیست؟