رسانه ها در همکاری و تحول
Brunnenstraße 9, 10119 Berlin, Germany
mict-international.org

پروژه های دیگر ما
afghanistan-today.org
theniles.org
correspondents.org
پشتو
English

امنیت و اقتصاد
کندز دیگر آن شهری قبل از سقوط نیست

با أنکه تقریبآ حدودی دو ماه از باز پس گیری کندز میگذرد، و طالبان از بسیاری ساحات رانده شده اند، هراس از شروع دوباره جنگ و اقتصاد ضعیف شده هنوز هم بالای ساکنان این شهر سایه افگنده است.
24.11.2015  |  کندز
نمای از یکی از ساختمانهای تخریب شده در شهر کندز  (عکس سید نورالعین )
نمای از یکی از ساختمانهای تخریب شده در شهر کندز (عکس سید نورالعین )

برخی ساختمان ها و دکان های شهر کندز، با دود و آتش و باروت سیاه رنگ شده اند و بخش های دیگر، در قلب این شهر، با عبور موشک ها و راکت ها سوراخ شده اند. بخش های زیادی ازاین شهر در جریان سقوط این ولایت به دست طالبان ویران شده، و اینک در حال باز سازی است.

شور و گیرودار در شهر حاکم است، اما همه به این باور اند که زندگی پس از سقوط در کندز خیلی با زندگی پیش از سقوط در این شهر، فرق کرده است.

این جا در نزدیکی بندر امام صاحب شهر کندز، مردی با صدا زدن «یک تا، یک تا» خشت ها را بلند می کند و به معماری که به بالای دیوار نشسته، پرتاپ می کند. دیوار اندک اندک بلند می‌رود. این مرد به دلیل این که در جریان جنگ ها اخیر دوکان لباس فروشی اش تخریب شده، خود آمده تا در کنار دو مزدورکار در دوباره ساختنِ دکانش حصه بگیرد.  کمی آن طرف تر، دو تا از مزدورکاران ریگ و سمنت را با هم می‌آمیزند، و این مرد در حالیکه خشت ها را متواتر به بالا پرتاب می کند، به آنان سفارش کار نیز می‌دهد.

این مرد داوود نام دارد و یکی از دوکانداران شهر کندز است. او که ۳۸ سال بهاری عمرش را سپری کرده، یک دنیا اندوه و خاطرات تلخی از سقوط کندز دارد.

او در جریان جنگ‌های اخیر که منجر به سقوط چند روزه کندز شد، یک برادر ۲۴  و پسر ۱۱ ساله اش را از دست داده است. داود  می گوید که برادرش هنگامی که در بیرون از خانه شان نشسته بود، با اصابت راکت به دروازه شان، به چند جای بدنش «چره» خورده و جان باخته است. وی می گوید که هنگامی که او و فامیلش به طرف تخار پیاده فرار می کردند، گلوله یی به سری پسرش اصابت کرد،  و او پس از چند دقیقه جان داد.

این تنها زیان های جانی نیست که داود متقبل شده است. وی می گوید که پس از این که از تخار با فامیلش به شهر کندز بر گشتند، دوکانش را با مشتی از خاکستر و دیوارهای «راکت خورده» پیدا کرد، و خبری از اموال دکانش نبود. همه متاع دوکانش یا سرقت و یا هم به خاکستر بدل شده بودند.

داوود می گوید که تصمیم دارد تا تمامی «دار و ندار» باقی مانده اش را برای ساختن دوبارۀ تعمیر دکانش به مصرف  برساند، اما پول ندارد که برای شروع دوباره تجارت اش اجناس دوکان بخرد.

 او می گوید که با آن که تمام عمرش را در این شهر سپری کرده، اما حالا هیچ دلش نمی خواهد که در این شهر باقی بماند، چون وی نه تنها دو عضو خانواده اش را از دست داده، بلکه «یک عالم داروندارم» را نیز از دست داده است. وی هراس از آن دارد که «هر لحظه ممکن است اتفاقاتِ مشابه با سقوط کندز ویا بدتر از آن رخ بدهد.»

« بی چاره گی باعث شده است که بمانم، ورنه هیچ خوش ندارم که از طرف شب صدای شلیک گلوله و پرتاب هاوان را بشنوم، و از طرف روز در فکر نان آوردن به خانوادم باشم.»

 امنیت شکننده و هراس میان کندزیان

در چند روز گذشته، دشت ارچی، ولسوالی ای که نزدیک به هفت ماه در اختیار طالبان بود، از موجودیت آنان پاکسازی شد، اما هنوز مردم نگران اند و می گویند که اعتماد شان بالای دولت شکسته است.

سید سرور حسینی، سخنگوی پولیس کندز، می گوید که امنیت در کندز بهبود یافته، و بسیاری از ساحات از وجود طالبان پاکسازی شده است.

گر چه مسوولان پولیس، شهر کندز را پاکسازی شده می دانند، اما گزارشات وجود دارد که کمربند امنیتی در  منطقه زاخیل که دو کیلومتر از شهر فاصله دارد احداث گردیده و بسیاری محلات هنوز هم تحت تهدید طالبان قرار دارد. گر چه در این چند هفته گذشته بعد از سقوط شهر کندز کدام اتفاق بزرگی رخ نداده، با آن هم سقوط شهر کندز باعث شده است که مردم دیگر اعتمادشان را به امنیت، ثبات و حتا حاکمیت دولت از دست بدهند.

داوود می گوید: «مشتریان سابقم که در روستاهای نزدیک شهر زندگی میکنند میگویند که که  با آن که دولت از کمربند محکم امنیتی سخن می زند، اما آن ها دیده اند که در ساحۀ کلۀ گاو، که یکی از منفذهای دخول طالبان به شهر کندز بود، تنها یک تانک وجود دارد و بس.»

این تنها داود نیست که زیانهای جانی و مالی در جریان سقوط دیده است، صد ها خانواده در این شهر اقارب و اموال شان را در جریان تصرف سه روزه طالبان بالای این شهر از دست داده اند.

 داوود به پوشاک، لباس، فرش و ظرف برای فامیل اش نیاز دارد.او میگوئید که تمامی «داروندارم  را برده اند» و از این که خانه اش در ساحه ی جنگ در نزدیکی بالاحصار قرار داشت، هیچ چیز برایش باقی نمانده است.

نهادهای کمک کننده در کندز، نیز تا اندازه یی برای شمار محدودی کمک کردند. از میان هلال احمر (سره میاشت) برای ۲۰۰ خانواده لباس و مواد غذایی کمک کرده است. اما شمار زیان دیده گان رویداد کندز، بالاتر از آن است.

اداره ی مبارزه با ضد حوادث، چهار تیم از چهار نهاد را برای آمارگیری (سروی) به چهار بخش شهر فرستاده و در پی آن، تثبیت کرده است که بیش از ۲۵۰۰ خانواده در جریان جنگ کندز آسیب مالی و ۲۴۱ خانواده زیان جانی دیده اند. این نهادها تا حال برای حدود ۴۰۰ خانواده کمک مالی کرده اند.

حمدالله دانشی، سرپرست ولایت کندز می گوید که به همۀ خانواده های نیازمند کمک می شود، ولی با آنکه تقریبآ دو ماه از رویداد سقوط کندز و یک و نیم ماه از بازگشت مردم به این شهر می گذرد، بیشتر خانواده های زیان دیده کمکی دریافت نکرده اند.

بحران اقتصادی

سقوط شهر کندز زیان جبران نا پذیری را بالای اقتصاد عمومی این شهر، به خصوص بالای تاجران و دکانداران این شهر داشته است.

ادارۀ حمایت از سرمایه گذاری خصوصی یا «آیسا» گفته است که جنگ کندز برای این ولایت حدودی ۱۰۰ میلیون دالر زیان اقتصادی وارد کرده است. این اداره از دولت و کشور های کمک کننده میخواهد که برای بهتر شدن اقتصاد این ولایت گام های عملی بردارند.

در این میان شماری از صاحبان تجارت های کوچک که زیان دیده اند، می گویند که شرکت های کلان می توانند دوباره به کار در کندز مشغول شوند و امکانات دوباره ساختن و پرداختن به خرید و فروش را دارند، اما دکاندارانی که «هست و بود شان» تنها یک دکان مال و کالا بود و آن را از دست دادند، شاید تنها توان ساختن دوبارۀ دیوارها و سقف دکان های شان را داشته باشند، اما این توان را ندارند که اموال تجارتی بیاورند و دوکانداری شان را دوباره آغاز کنند.

داوود یکی از این دکانداران است. او می گوید که دولت باید به این قشر ناتوان کمک کند و جبران خساره بپردازد، اما پاسخ مقامات محلی این است که آنان امکانات پرداختنِ جبرانِ خساره به دکانداران را ندارند.

در همین حال، شماری از تاجران در این ولایت هشدار میدهند که اگر دولت به آنان جبران خساره نپردازد، آنان در این ولایت سرمایه گذاری نخواهند کرد.